کودک درون!

عموم تازه از مکه آمده بود و مهمونی شام مکه رو توی یه رستوران گرفته بود. همه سرمیز هامون نشسته بودیم که قاشق چنگال ها رو که طبق معمول همیشه توی پلاستیک های تک نفره بود آوردن و همه شروع کردن به ترکوندن اون ها.دختر داییم که 3 سالش بود حسابی خوشش اومده بود و حال می کرد. همش می گف عمه دوباره! دوباره!

مامان منم پلاستیکشو برداشت و ترکوند. یه دفعه همه سالن ساکت شد و همه داشتند میز ما رو نگاه میکردن.من که حسابی خندم گرفته بود. یه دفعه میز بغلی که فامیل های زن عموم بودن به شوخی گفتن:(( ماشالله کودک درون شیطون و فعالی دارینا!))


[ دوشنبه 23 اردیبهشت 1392 ] [ 08:39 ] [ voroojak ] [ ارسال نظر(1) ]
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران