تو یکی از شهرهای شمال بودیم.بارون میومد خیابونا خیس بودن که ییهو.........
یه ماشین زد رو ترمز 
بعد ما از پشت زدیم بهش
خیلی صدای بدی داشت .بیچاره بابام همین جور موند.فکرکرد ماشین جلویی جمع شد 
داییمم از پشت زد به ما
2تا ماشین پشتی داییم هم زدن به هم
بابام از ماشین پیاده شد در کمال ناباوری دید هیچکدوم از ماشینا طوریشون نشده
واقعا باورمون نمیشد.من خودم یه ان قلبم اومد تو حلقم











