کوبیده
رفته بودیم شمال بعد من هوس دیزی کرده بودم حالا نگو رستورانی که رفته بودیم نداشته.دیدم بابام داره کوبیده سفارش میده منم که تو حال و هوای دیزی بودم گفتم ن بابا بگو ابشم بزاره
[ شنبه 25 خرداد 1392 ] [ 11:05 ] [ talkhvashirin ]
[
ارسال نظر(0)
]
